585
-
تاریخ: 1397/2/10 ساعت: 14:03
قضیه خواستگارهای خواهرهام رو بگم که هیچ کدوم نشد. یکیشون که واسه کوچیکه بود و گفته بودم خوبن خییلی مذهبی بودن و خواهرم اصلا نمیخواست و خدا رو شکر اونام نخواستن چون امکان جنگ جهانی چهارم در خونمون بود و بابام میگفت چرا نمیخوای. این یکی به سلامتی و البته با حواشی خاص خودش گذشت و یه پسره اومد واسه خواه...
469
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:39
گفتم تا حس نوشتن دارم بازم بنویسم همین الآن. جدیدا داخل کادر خود بلاگفا مینویسم. نمیرم ورد رو باز کنم. +سه 4 روزیه که تردمیل رو شروع کردم. دیروز کلی ذوق کردم وزنم دوباره برگشته 66، آخه نزدیک 69 شده بودم. هرچند کمی طبیعی بود با قرصهای ویتامینی و جینسینگ وزنم بالا بره. ولی نباید از معجزه ی اول ورزش بع...
470
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:39
نوبت گرفتم. سه نیم باید برم دکتر. اینقدر از استرس حالم بده که نگو. اعصاب ندارم خدایا آخه چرا منو اینقدر بدبخت آفریدی؟! هر روز یه برنامه جدید و مسخره. خدایا منتظر دستهای مهربون خودتم. ببخشید زیاد غر میزنم. خودت بهتر آگاهی. + نوشته شده در بیستم شهریور ۱۳۹۶ساعت ۲:۴ ب.ظ توسط قله |
471
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:39
رفتم دکتر. لکه ی رو قطره داد و گفت چیزی نیست رفع میشه. همونطور که داخل اینترنت خوندم و البته خوب شد که به نت بسنده نکردم و رفتم دکتر. خلاصه پیش دکتر عمومی هم رفتم که نوار قلب گرفت و من که تا حالا نوار قلب نگرفته بودم کلی خندیدم. کلا کم مونده شرتتو هم در بیارند خخخ. تو عمرم علنی خودمو نمایان نکرده بو...
475
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:39
دیروز یک میلیون و هفت هشت هزار دادم واسه شهریه دانشگا، دلارهامو فروختم.صدتا دیگه مونده که 50 تا هم پیش ط دارم. دیروز وسایل باشگاهو برداشته بودم که برم از راه، اتفاقی اومدم خونه. دیدم تو گروه پرسیدن تمرین هست؟ گفتم مگه قراره نباشه. خلاصه که هفته آخر شهریورو تعطیل کرده. مدل جدید. هرچند خوشحال شدم زیاد...
478
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:39
فرشته جان نه خبر ندارم. در ضمن وبلاگتم خوندم. ولی حتما ورزش برو حتما. ورزش خیلی عالیه واسه تخلیه انرژی منفی و کسب انرژی مثبت. حتما برو حتما. +امروز رفتم دانشگاه و چقدر تلاش! نمیدونم خدایا تلاشهامو بی نتیجه نذار. +حسش نی انگار! تا همینجا داشته باشین که واسه خواهر کوچیکه خواستگار پیدا شد دیروز پارک قر...
451
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 0:05
دیروز رفتم آزمایش خون. باید بریم که چک کنیم کدوم ویتامین کمه استفاده کنیم. بعد با تپسی برگشتم. مامانم و خواهرم موندن. پیش دکتر مغز و اعصاب و خون رفتن. قرص و کپسول داده بهش. انشا الله که بهتر میشه. هرچی گفتم بیا برو امروز پیش طب سنتی گفت بذار این قرصا رو استفاده کنم. دوباره با تپسی رفتم باشگاه و بعدش
453
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 0:05
سلام. من برگشتم. تستهارو عالی دادم. دراز نشست با 67 تا در یک دیقه رکورد زدم. نمیخوام ولی بیارم ولی .... واسه خود تمرینات تخصصی تذکراتی که بهم داده میشد بیش از بقیه بود. خیلی نگرانم. یا خدا یا امام زمان. خیلی رقابت بالاست خیلی فشار بالاست. تو رو خدا دعام کنید. خدایا تو که میبینی من چقدر زحمت میکشم خد...
454
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 0:05
12 نیم بلیط دارم. حذفی هم نداشتیم. فکر کنم میخواد اردو آخر سه تا رو با هم حذف کنه.یه استرس عجیبی دارم. خدایا خودت همه چیزو به خیر و خوشی و هرچی صلاحمه بگذرون. +دیشب پیتزا خوردیم. دومادمون گرفت. بابام هم نفهمید. یعنی نذاشتیم که بفهمه. خلاصه بدی نبود. +دعواهای بابام و جو ناآروم خونه هنوز ادامه داره و
455
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 0:05
من برگشتم، خدااااااااااااااییییییییِِِِِِِِِِِ من! خدای خوبیها! شکرت! هورااااااااا! واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااییییی! من جزو بهترینها بودم و شدم و خواهم بود! حذف نشدم! فقط، یکی دیگه باید حذف بشه که 99 درصد ربطی به من نداره، کلا حله دیگه، هرچند به چندتایی گفتم ولی نمیخوام خیلی زود ب
456
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 0:05
اینقدر خسته میشم از تمرینات که بعد تمرین فقط میخوابم. خبرا زیاده، دیروز صبح رفتم امضا دادم تو بانک واسه همین مؤسسه مربوطه که حسابهاشو ن بسته شده بود، آقای ر برام شیر کاکائو خرید، کلی تحویلم گرفتن، دم در بانک انگشتم رفت زیر در ماشین، خدا خیلی رحمم کرد، کوچکترین آسیب برای من زیاده و باعث خط خوردن من م
457
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 0:05
اومدم بنویسم، کلی وقته نشستم مرداد پارسال رو میخونم. چی بگم! سال دیگه کی به کیه یعنی؟! +11 نیم بلیط داریم. خدایا میدونم که هوامو داری. میدونم که من با انرژیهای مثبت میرم و میام، نتیجه ی خیلی خوبی هم به دنبال داره، من پر قدرت هستم و خواهم بود، خودت رو عشقست،! دیشب قبل از خواب کلی مامانم خوشحال بود و
458
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 0:05
و اینک: درخت زحمات و تلاشهای چندین ساله به میوه نشست، ***خدای خوبیها، خدای مهربونیها خدایی که هوای همه ی بنده هاتو داری، شکر، شکر، شکر،*** ***انتخاب شدم*** وقتی وبلاگ میزدم نمیدونستم یه روزی یکی از بهترین آرزوهامو داخلش ثبت میکنم، حالا در نقطه ی اوجی که همیشه دوست داشتم باشم، هستم، تا اینجاش که خدا
460
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 0:05
امروز حالم بد شد نه تمرینی انجام دادم نه هیچی. رفتم سرم و آمپول زدم. بابام هم اومد. اولش میگفت خرجشو خودش بده که منم به مامانم گفتم اگر نمیاد خودمون بریم که اومد. نمیدونم این همه پول رو میخواد برا کجا! حقشه که سی میلیون رو ثامن ازش خورد و رفت، خلاصه خودم فکر میکنم گرما زده شدم. این دکترا هم که هیچی
438
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 10:17
این دفعه که رفته بودم مسافرت یه کارتون کوکی خریدم. میخواستم 6 7 تا بسته بخرم که گفت کارتونش هشتاییه. منم گرفتم. بعد گذاشت داخل یه گونی برنجی. دوتا کلوچه و اندازه 4 هزار هم لواشک. خلاصه این دفعه یه گونی سوغاتی اوردم. یکیشو بردم واسه آقای ر، یکیشو دادم پترس که نبود و سپردم بهش بدن.خلاصه گفتم که گفته
439
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 10:17
گوشیم علاوه بر مشکلی که داشت دیروز از دستم با فاصله ی کم افتاد، کلا صفحه سیاهه. یه کم اون بالاش روشنه که الآن به زور باهاش وصلم. باید یه گوشی بخرم.نمیدونم. بی پوله بیپول. داشتم فکر میکردم که اینقدر دوست و رفیق ولی هیچ کسی پشتیبانم نیست. رو هم که کلا نمیتونم بزنم ولی کلا به کی؟ کسی هم وجود داره؟ چطور
440
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 10:17
واااااااای که یکی از خاطره سازترین روزهای عمرمه. خدایا خیلی گلی خیلییییییییییییی.انتخاب شدم. خدایا فقط میتونم بگم خیلی خوووبیییییی. بوووسسسسس!!! خدایا شکرت شکرت شکرت. خدایا مرسی زیاد خدایا خیلی دوستت دارم. بچه هااا مرسییی که دعام کردین. خیلیها! +امروز فهمیدم مشاورخان چه رابطه هایی که نداشته. اتفاقی
441
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 10:17
یه جفت گوشواره و یه انگشتر و یه پلاک زنجیر و یکی از النگوهامو فروختم، گوشی خریدم. یک ساعت بعدش هم خواهرم زنگ زد که پول دستش رسیده، هم قراردادهامون رو ریختن. خلاصه j7 خریدم.خیلی سنگینه و اصلا خوش دست نیست. ولی فعلا کارمو راه بندازه تا بعد. گوشی قبلیم هم اندازه یه گوشی خرجش میشه که فعلا نگهش داشتم ببی
442
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 10:17
فردا صبح ایشالا راه میفتم. خدایا مثل همیشه هوامو داشته باش.وای یعنی فقط یه بد شانسی دارم که باید همین دو سه روزه پریود بشم، یعنی فقط مونده روز تست وضعیت قرمز بشه که هیچی، البته بازم همون روز خوبه، روز دومم یک شنبه نباشه که تسته. چون روز دومم معمولا بیشتر دلدرد دارم. هرچند از انرژیم کم پیش میاد که کا
443
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 10:17
صبح ساعت شش وضعیتم قرمز شد. ایشالا که خیره. خوشبینم. خدایا به یاری خودت! دعا فراموش نشه لطفا