خرید بک لینک

درباره سایت

446

آخرین مطالب

امکانات وب

واااااااای که یکی از خاطره سازترین روزهای عمرمه.

خدایا خیلی گلی خیلییییییییییییی.

انتخاب شدم. خدایا فقط میتونم بگم خیلی خوووبیییییی.

بوووسسسسس!!!

خدایا شکرت شکرت شکرت.

خدایا مرسی زیاد خدایا خیلی دوستت دارم.

بچه هااا مرسییی که دعام کردین. خیلیها!

+امروز فهمیدم مشاورخان چه رابطه هایی که نداشته. اتفاقی رفتم دانشگاه اصفهان هارد رو بردم و جشنی بود و شرکت کردم و اتفاقی دوست اینترنتیم رو دیدم چقدر مشاورخان رو دوست داره و ارتباط عمیقی داره و البته داشته، یعنی ادامه داره.

اینقدر ناراحتم.

چه چیزا که نشنیدم.

س.حر هم ارتباط من و مشاورخان رو بهش گفته. اسمش فا.ط.مه هست

چقدر رفته پیشش. چقدر پول داده. چرا من ناراحتم؟ یعنی من واقعا تو این مدت حس دوست داشتن بهش داشتم!

خدایا کمکم کن بهش پیام ندم دیگه اصلا. حس خیانت بهم دست میده. با اینکه شماره دختره رو رد هست و بهش قاطعانه گفته ازت خوشم نمیاد.

کاشکی هیچ حسی ایجاد نشده بود. هرچقدر هم که خیلی دوستی عمیقی نبود ولی ناراحتم کرد.

ناهار هم قیمه بود. خبر خاصی هم نبود.

آهان، ط بهم خبر داد تیم ملیرو.

+از غزاله و دوست جدید مرسی.

دوست جدیدم: اینارو فقط مینوسم به کسی نمیگم که! البته درسته. چشم، سعی میکنم.

برچسب: نویسنده: غزل رضاپور تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 10:17

صفحه بندی