خرید بک لینک

درباره سایت

446

آخرین مطالب

امکانات وب

بطور ناباورانه و در آخرین لحظات نامیدی استخدام شدم. اینقدر همش تو ذوقم خورده که خیلی هم خوشحال نیستم. راهشم یه کم دوره. ولی با این حال معلمیم مبارک. امیدوارم بتونم شاگردای خوبی تربیت کنم. دیروز ساعت 11 خبرم کردن و امروز باید برم. امشب خیلی درست نخوابیدم و دو سه بار بیدار شدم گفتم بذار ثبت کنم حد اقل.

وبم نمیدونم چند ساله شد فقط یادمه پارسال تعجب کرده بودم که فلان ساله دارم مینویسم.

روابطم کمو بیش هست و همچنان میشه گفت بیمارگونست. اون روز که ا.ر اومد سر کلاسم بازخورد مثبتی داشت و تقریبا به نفع من تموم شد.

کاش مسیر اون قدر که فکر میکنم طاقتفرسا نباشه. حقیقتا دیروز از حملات پانیکم ترسیدم. ولی پارسال کجا امسال کجا. فکر نمیکردم بتونم خوب شم. خیلی ماجرا دارم با این زندگی. بابای حرومزادم هم که وقتی داشتم خوشحالی میکردم گفت درو ببند صدا این سگ نیاد. اصلا حتی دلم نمیخواست بفهمه دیگه تو این خونم و میفهمید و قابل پنهان کردن نیست.

کاش یکی دوساعت دیگه خوابم ببره.

برچسب: نویسنده: غزل رضاپور تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1402 ساعت: 0:13

صفحه بندی