خرید بک لینک

درباره سایت

446

آخرین مطالب

امکانات وب

امروز حالم بد شد نه تمرینی انجام دادم نه هیچی.

رفتم سرم و آمپول زدم. بابام هم اومد. اولش میگفت خرجشو خودش بده که منم به مامانم گفتم اگر نمیاد خودمون بریم که اومد.

نمیدونم این همه پول رو میخواد برا کجا!

حقشه که سی میلیون رو ثامن ازش خورد و رفت،

خلاصه خودم فکر میکنم گرما زده شدم. این دکترا هم که هیچی حالیشون نیست احمقا.

خلاصه الآن رفرشم، ولی حالم بد بودااا، دوبار استفراغ،

خلاصه دمِ رفتنی توانم تحلیل نره صلوات، بهشون گفتم اگر من مریض بشم توانم کم میشه اثر میذاره حت ممکنه خطم بزنن.

کولر نمیذاره بابام.

اینم هیچ فرقی با اونایی که کودک آزارن و بچه رو مذارن تو گرمای ماشین و اینور اونور نداره.

دشب تو شب هم خواهرم حالش بد مشه مامانم با تکاسی مبرتش تا فیض. بابام هم فشارش بالاست دیشب تا حالا.

کلا سنسناش در رفت.

خدایا بازم شکر. خودت حواست باشه به ماها

+ نوشته شده در هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت ۱۱:۴۲ ب.ظ توسط قله |

برچسب: نویسنده: غزل رضاپور تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 0:05

صفحه بندی