خرید بک لینک

درباره سایت

446

آخرین مطالب

امکانات وب

این دفعه که رفته بودم مسافرت یه کارتون کوکی خریدم. میخواستم 6 7 تا بسته بخرم که گفت کارتونش هشتاییه. منم گرفتم. بعد گذاشت داخل یه گونی برنجی. دوتا کلوچه و اندازه 4 هزار هم لواشک.

خلاصه این دفعه یه گونی سوغاتی اوردم. یکیشو بردم واسه آقای ر، یکیشو دادم پترس که نبود و سپردم بهش بدن.

خلاصه گفتم که گفته باشم.

بدکی نبود. اگر منم انتخاب بشم که دیگه خیلی خوب بوده.

اسامی هنوز نیومده.

نمیدونم چرا لفتش میدن.

خدایا یعنی میشه یکی از بهترین خاطره هامو ثبت کنم؟!

+مشاورخان هم یه ویس بیشتر نذاشت اونم واسه اینکه مطمئن بشم خودم بهش گفتم. تمام مخاطبینم پریده بود که البته برگشت. پشتیبان گرفته بودم.

فلش زدم و درست نشد.

5 شنبه خونه درفش بودم.

خانمش خیلی با جنبه هست. قرار نبود برم که دیگه صلاح دونستم به خاطر اینترنت بهترشون برم. آخرش هم که درست نشد.

واسم ماهی پخته بود.

با شوهرش هماهنگ شدم و رفتم. اینقدر مجتمعشون بزرگ بود.

چندتا ورودی داشت که داخل هر ورودی کلی سوییت بود.

خلاصه برگشت هم با تپسی برگشتم باور نمیکنید 4 تومان. اینقدر مؤدب و با حال بودن که نگو.

البته ما مقصد رو ناخواسته اشتباه زدیم که بهش هم گفتیم یادش رفت درستش کنه. خیلی میشد فوقش 6 7 تومان میشد. خیلی عالی بود خیلی. پیشنهاد میکنم استفاده کنید در صورت نیاز.

+اووو! من به هیچ کس رأی ندادم فقط به یکی از شوراها که رفیقم بود. خط خطی کردم انداختم.

این ح.مید کلی رو مخم راه رفت که روحانی. وقتی بهش گفتم چیکار کردم اینقدر ناراحت شد و حرص خورد. خخخخ.

میگفت من فکر کردم برای من ارزش قائلین و از این چرندیات. اینقدر ناراحت شد که نگو.

چی فکر میکنه واقعا. تو اگر شوهر منم بودی نمیتونستی منو اجبار کنی. من کاری رو میکنم که خودم دوست دارم.

خلاصه خیلی ناراحت شد منم گفتم ارزششو نداره و فلان. اینم از این.

هیچ کدوم از این عوضیها لیاقت ندارن.

حالا هم که روحانی و آزادی! آزادی هم که در ذهن مردم ما بی حجابیه فقط! فقط مونده با تاپ شرت بیان بیرون. من نمیدونم اصلا اینا برای امنیت خودشون و ناموس خودشون هم ارزش قائل نیستن! حالم به هم میخوره از سیاست. کاش از این مملکت میرفتم.

آهان ح میگفت اگر رئیسی بیاره از این کشور میرم، اینقدر دوست داشتم بیاره ببینم حرف مفت میزنه یا میره واقعا! خخخخ.

+دیگه چی؟! هیچی! دوتا نخودچی!

+دیروز هم تمریناتمون شروع شد. مربیمون کلی ضرضر کرد که انتقاد و اینا. منم مهر و موم. هیچی نگفتم. فری یه کم چرت گفت و تموم.

از ط هم خوشم نمیاد. آشغال.

قبلا هم نوشته بودم از این لر گندیده های عوضی و 4 نقطه.

خیانت پشت خیانت. ادعا هم میکنه دوست صمیمی منه. منم دیروز باهاش هماهنگ نشدم بریم باشگاه. هیچی نگفت.

وای میخواستم طولانی ننویسما! حرفم میاد بذار بنویسم.!!!

خلاصه: من اصفهانیم ولی خسیس نیستم در این باب یه بار جدا مینوسم. هرچند از اول نوشته هام تا حالا میخوام بنویسم که نشده. خلاصه بگذریم ....

ولی از آدمایی که زیاد درخواست میکنند این رو داری اون رو بده و فلان متنفرم.

خودم هم این کارو نمیکنم مگر دیگه هیچ راهی نباشه.

اصلا از آدمای متوقع خوشم نمیاد.

خلاصه اصولا تو مسافرتا زیاد پلاستیک دسته دار نیازه. این هر موقع میاد از ماها میپرسه دارین، منم بهش گفتم چرا نمیاری که فری هم ایول داره، گفت تو هر دفعه از ما میخوای. پرید که من با شما نبودم بهش گفتم بیا منو بخور ما که رو قصد نگفتیم! که گفت: ..... آشغالخور نیستم. به حدی ناراحت شدما! حساب که نمیکردم روش. ولی کلا حالم بد میشه ازش دیگه.

آروم گفت ولی کاملا واضح و مطمئنم همه شنیدن!

همش عزا گرفتم اگر بخوام برم تهران با این باید برم و بیام. یه آدم ج... شمارش دوست پسراش از اول عمرش تا حالا از دست در رفته.

این مطلب رو هم خیلی دوست داشتم بنویسم که فکر کنم میشه ربطش داد به این موضوع. من یه اشتباه بزرگی که دارم اینه که آدما رو بد میسنجم، مثلا میگم چون این خیانت کرده عادلانه نیست بره تیم ملی و چرا مثلا خدا جوابشو نمیده و تازه بیشتر هم بهش توجه داره.

فکر میکنم کسی که روابط نامشروع داره و امثال این رفتارهای ناپسند، نباید هیجا موفق بشه. اصلا یه چیز مسخره ای هست که تو ذهنم جا افتاده. البته فکر میکنم بیشتر ریشه در تربیتم داره.

و شاید هم این هم اشتباه هست ولی واقعا خیلی وقته به نتیجه رسیدم که آدمای بیخود رو خدا بیشتر دوست داره. البته منم بیخودما ولی از یه لحاظهای دیگه.

اینقدر هم از این ذهنیتهای مسخره و بچگانم حالم به هم میخوره ولی نمیشه ریشه کنش کنم.

اینقدر آدمای خراب و بیخود رو دیدم که موفقن.

خلاصه اینم از چلبازیهای ذهن و مغز پوکه من!

آخیش چقدر نوشتم.

ولی خدایا بیا و منو شاد کن! خیلی آقایی! اسمم باشه! باشه؟! بوچ بوچ!

آهان بعضی وقتا حس میکنم مطلبم رو کامل توضیح ندادم. در ادامه درخواستهای ط باید بگم که یه دفعه خمیر دندون نمیاره، یه دفعه شامپو و و و و .... جالبه که هنسفیری داشتم به همه گفت دارین الا من! خخخ. حالش جا اومد ولی. برو بابا. من با کسی رودرباسی ندارم که. بعد هم میگه اگه داشتم که میوردم. و اومده بود یعنی منو قانع کنه که تازه تو آبروی منو بردی که اینو گفتی. منم گفتم آخه نایلون که تو همه خونه ها پیدا میشه و ربطی به دار و ندار نداره که. ولی بدجور از چشمم افتاد. می.نا هر خری بود بازم تو روی رفقا به من نمیپرید. منم همینطور. الآن حس میکنم دوست خوبی هست. بلاخره هر کسی بدیهایی هم داره. ولی این ط کلا تو کتم نمیرفت و نمیره به هیچ وجه.

شوهره رو قال میذاره با رفیقه میره تا اطراف اصفهان. بعد هم میگه فقط بوسم کرد. گُه خوردی تو.

بی شعور کثیف. شاید باور نکنید انگار نجسش میدونم.

اینقدر هم شکمو و عوضیه. اوقم میگیره ازش.

برچسب: نویسنده: غزل رضاپور تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 10:17

صفحه بندی