آزمون ثبت نام کردم ولی با وجود کار اصلا نمیدونم چچقدر بتونم بخونم. منابع جدید شده منم که وقتم کمه رقابتم سختو زیاد. مثل سگ هنوز امید دارم وگرنه با چه اعتماد بنفسی رفتم ثبت نام؟
+فردا عروسی دختر خالمه از من یکی دوسال کوچیکتره دختر سنگینه و تا حدودی مذهبی. همه منتظرن ببینن این چیکار میکنه عروسیش! من که نمیرم سالهاست عروسی و عقد نرفتم. برا خواهرم هم فقط عقد گرفتیم.
+دیروز رفتم خونه زنداییم ماساژش دادم. قلیونی شده و مشروبم میخوره بعضی وقتا. بمن اعتماد کرد جالبه که خیلیها بهم اعتماد دارن. میدونی من اصلا برام اهمیتی نداره که بخوام برم درموردش با کسی حرف بزنم رازو رمز بودنش که جدا
+هیچی ... خوشحالم میخوام برم کار. زیر دلم درد میکنه و کم کم نزدیک پریودیمه.
+تغییر اساسی دوست دارم یه چیزی که ازینرو به اونروم کنه کلا یادم بره چه زندگی نکبت باری داشتم
خوابم گرفت سه خرده ای بیدار شدم کاش یه کم دوباره خوابم ببره
برچسب:
نویسنده: غزل رضاپور