خرید بک لینک

درباره سایت

446

آخرین مطالب

امکانات وب

آخر وقت دیروز که دیگه خدارو شکر مراجع هم نداشتیم حالم بد شد. انگار صداهارو از تو پس زمینه میشنوم این بهترین توضیحه. هستم ولی نیستم. البته اصلا اضطراب نداشتم که مثلا اسنپ گیر نیاد و نرسم ولی نمیدونم تشنج کردم یا هرچی که اصلا حال خوبی نداشتم و حتی اومدم خونه سنگین بودم و کرخت. میدونی انگار تشنج یا حالا همین حمله های گهی که بمن دست میده مثل یه خشمه یه دفعه میگم کاش خالی میشد راحت خمیشدم. انگار میگیردم ولی ولم نمیکنه و اذیتم. واقعا هرچی فکر کردم دلیلی پیدا نکردم قرصامو خورده بودم و تنشها هم که کموبیش معمولی بود. دیگه ذهنم کار نمیده کاش آخرای عمرم باشه. نمیدونم قولی که به کدو دادمو چیکار کنم. امروز به چندتا خانم نوبت داده که من برم سالنش. اصلا نمیدونم چمه. چون حالاتم یه طوریه که نمیتونم توضیح بدم. مغزم یه طوریه بدنم سنگینه و البته بهتر از دیشبم کاش بتونم برم که روز اولی بدقول نشم. لباس کارمو نشستم و دیروز یه لباس دیگه پوشیدم و همونم دیروز گذاشتم اونجا و امروز نمیدونم باید چی بپوشم. حالم خوب نیست دیگه فحش و عصبانیت هم جواب نمیده میترسم برسم به مرز خودزنی. آخه من که خوب بودم من که جر خوردم بسکه قرص خوردمو تحمل کردم و از خواستهه هام گذشتم. بدترین چیز خشم سرکوب شدست که از بچگی داشتم و همچنان بخاطر اینکه کاری از دستم برنمیاد سرخورده میشم. حال خوبی ندارم تورو خدا یکی دعا کنه بمیرم من که هیچ کار از دستم برنمیاد.

+حالشو ندارم بنویسم دلم میخواد ثبت کنم بخصوص قضیه علی رو. حسش بود و زنده بودم مینوسمش.

+عزیزم شما خیلی بیجا کردی شوهر کردی توله دار هم شدی. برو بمیر که فحش خوردت در آینده ملسه توسط بچه هات. تو نت بزن کلینیک رایین و کلینیک انیس. حتما برو و سعی کن آدم شی. تلاق بگیری بچه هات کمتر عقده ای میشن. کاش ماها بدرد خودمون میمردیم. بیا بزنمت راحت شم که اینقدر خری. درضمن تماشا نرو اصولا جوجه روانشنسا اونجان. البته دقیق نمیدونم. یه دوستام که تجربه نداشت میرفت اونجا. تو هم باید طرحواره درمانی بشی. خودشون میدونن چیکار کنن ولی بگو طرحواره درمانگر میخوام. زنگ بزن راهنمایییت میکنن. بیا کله هامونو بزنیم به دیوار بمیریم تموم شیم

+ نوشته شده در ششم بهمن ۱۴۰۱ ساعت ۵:۱۹ ق.ظ توسط لولیوش مغموم  | 

برچسب: نویسنده: غزل رضاپور تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 22:14

صفحه بندی