خرید بک لینک

درباره سایت

446

آخرین مطالب

امکانات وب

هشتم خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۷:۳۱ ق.ظ توسط لولیوش مغموم | 

سر جمع سه جلسه مشاوره رفتم و طبق معمول نرفتم. البته اینکه فقط یکشنبه ها میتونستم برم و فقط هم هفته ای یک روز اونم همین یکشنبه عصر میتونستم برم باشگاه بی تأثیر نبود چون باشگاه و مشاوره برای من تقریبا یه حکم رو دارن چه بسا اثربخشی باشگاه بیشتر از مشاوره باشه. خلاصه اینم مثل بقیه کارا نیمه کاره موند.

+سر کار مجدد مشکل پیدا کردم جوری که میخواستم جمع کنم بدون سرو صدا بیام که دوباره خر شدم و حتی شنبه ها رو هم که نمیرفتم میرم! ولی دارم فکر میکنم درسته اینجا گاهی اذیت میشم ولی صاحبکاره هم خوبه چون هیچ کس نمیاد لیلی به لالا کارمندش بذاره چند بار بطور جدی خواستم برم ولی هربار قانع شدم یا قانعم کرده بمونم.

+با او.ر.ک رفتم بیرون 73 ای هست و خوانساری که با بچه ها رفتیم منو دید و شمارمو از یه بچه ها گرفته بود خیلی مثبته و قدشم خیلی بلنده از بزرگمهر تا دوروازه دولت رو پیادده اومدیم و برای تفریح بد نبود حالا هم میگه بیا بیرون ولی من دوست ندارم برم یکی اینکه ماشین نداره و کلا پولی هم نداره یکی هم که جذابیتشو برام از دست داد همین طوریم دوست میشم میرم سراغ بعدی،

اینکه حتما پولدار باشه برام ملاک نبود ولی همون موقع که بمن رسید 5 دیقه نشده بود که گفت رفتم عابر بانک عابرم شکست گفتم مگه کشتی گرفتی باش؟! حدس زدم که الکی میگه و هیچیم پول تو جیبش نیست رفتیم نشستیم گفت بریم یه چیزی بگیریم گفتم مگه عابرت نشکسته که گفت پول که دارم یه 50 تومنی انگار نقد داشت بعدشم که از کنار رودخونه اومدیم دوتا سوپری بسته بود و تا شمس آبادی مردیم از تشنگی، دوتا ازین نوشابه شیشه ایها که دیمین گرفت ولی چسبید با یه کیک که نصفش کرد؟! ولی خوبیش اینه که بعیده خسیس باشه ولی درآمدی نداره که بخواد خرج کنه ولی اینکه الکی مگه عابرم شکست ناراحتم کرد و از من بعید نیست بروش بیارم.

+یه کلاس با این استاده احمق گرفتم که منو تا طوقچی میکشوند و گرید 1 رو هنوز تموم نکرده به خاخا پیام دادم میایی مدل که خلاصه این شد که اونم تصمیم گرفت آموزش ببینه و من گفتم با یه استاد دیگه، گرید دو رو هم آموزش دیدیم با این جدیده و اون دیوس هنوز جلسه بعدیشو نذاشته. حرومش باشه. کلا آموزشهاشون زمین تا آسمون فرق داشت. وجدان کاری و اخلاقیشون هم!

جمعه ها میرم و تقریبا تو کارم تأثیر داشته که مطمئنم بهترم میشه چون یه سری اینارو من بلد بودم ولی خاخا بلد نبود. خلاصه برخلاف میلم وقتی استاد رفت منو خر کرد و ارضا شد.

یعنی حالم داشت بهم میخورد و پاشدم با مایع خودمو شستم. ولی واقعا فیزیک فرد برای ازدواج مهمه یعنی اگر خوشت نیاد بعید میدونم بتونی تا آخر عمر باهاش حس خوبی رو تجربه کنی. این خاخا جثه ریز و قد ننسبتا کوتاهی داره یعنی قدش از من هم کوتاهتره من قد بلند حساب میشم ولی اون به عنوان یک پسر اصلا مردونه حساب نمیشه و اصلااا حس خوبی بهم نداد جوری که من چندشم میشه بغلم کنه عجیب حالمو بد میکنه.

خلاصه گهکاریهام هنوز ادامه داره و میدونم خوب نیست ولی این چیزیه که از خدا خواسته بودم و چه زود اجابت شد بدتر از اون اینه که پشیمون نیستم و ارتباطات جدید برام خیلی جذابه!!

برای گرید یک مدل بودم ولی برای گرید دو الیزابتمو فروختم و یک میلیون دادم برای کلاس و این دفعه چون دوتا بودیم کار طول میکشید و برای استاد هم ناهار گرفتیم. ولی من دوست دارم یادگیری در چنین حوزه ای رو.

+به اسی دوست شبنم گفتم که خوشم نمیاد فقط به فکر ارتباط جنسی هستی و خیلی وقته هم نرفتم باش بیرون. بنظرم آدم پرویی هست گفتم با هادی میرفتیم پارکو طبیعت که میگه باغ هم طبیعته گفتم بله ولی نه اتاق خوابش! خالصه با اینم حال نکردم ولی شاید اگه اصرار کنه بازم برم.

نمیدونم دنبال چی هستم تو این روابط! واقعا خودم هم سردرگمم . شاید یه حس انتقام از بابام که فکر نکن با سختگیریهات آدم تربیت کردی! شاید لج با خودم و ناراحتیم از خدا که ببین اذیت شدم دیگه هرکاری دلم میخواد میکنم! اینکه هرچی التماس کردم چیزی حل نشد یا .... نمیدونم. اینکه همه میگن آسیب به خودته رو هم درکش نمیکنم یه ارتباطیه شروع میشه یه عمری داره و تموم میشه. اصلا ذهنم درگیرش نمیشه اصلا.

خلاصه فعلا اینطوریهاست.

+سه تارو با اینکه خیلی دوستش دارم نشده برم یعنی خریدم و همون آموزش ابتداییشو دیدم و امیدوارم بزودی برم.

+راستی استخدامی و ارشدو هم دادم خیلی جالبه ارشد یه کلمه هم نخوندم ولی با اعتماد به نفس جواب میدادم. استخدامی خیلی متفاوتتر از اونی بود که فکر میکردم ولی خوبیش اینه که برای همه هین طور بود. باید ببینم جواباش چی میشه.

مثلا الآن دارم دوره جدید میبینم کارم افتاده رو غللتک اگه استخدامی باشه دوباره ازین کار دور میشم اصلا قاتی پاتی میشه و منم که استاد نابلدی در اولویتهام! لی قطعا اگه استخدامی قبول شم  در اولویته چون کارم آزاده و میتونم درکنار معلمی ادامش بدم!

+دوستان عزیزی که کامنت میذارین ممنونم مرسی که به فکرین اصلا در کامنت گذاشتن تردید نکنید من خوشحال میشم از دید آدمای مختلف به قضایا بنگرم

برچسب: نویسنده: غزل رضاپور تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 13:47

صفحه بندی