خرید بک لینک

درباره سایت

446

آخرین مطالب

امکانات وب

همیشه با کسانی که ارتباط داشتم و قطع شده بلاخره یه جایی یه نشونه ای بوده که بتونم یا بخوام ازش خبردار بشم. ولی وقتی دیروز با سیا اتمام حجت کردیم برام حس جدیدی بود. اینکه دست روزگار چطوری باهم آشنامون کرد و چطوری جدا شدیم و آی عالم دیگه همو ببینیم یا نه.

دیدار تا قیامت شاید.

تو جهنم بیشتر!

اصولا کسی رو بلاک نمیکنم یا خنثی میشم با همه یا بلاخره یه جوری هست که به قول امروزیها کات نکنیم. ممکنه سال تا ماه همو نبینیم قهر نباشیم. ولی هستیم تو مخاطبین هم. یا  یه دوستی هست این وسط یا یه جمعی هست که بشه همو ببینیم.

کاری هم به مزکر و مؤنث بودنش نیست. مثلا همین مربی عوضیمون رو پاک نکردمش اصلا. یا ط که همو شستیم.

مربیمون وضعیتم رو چک کرده بود حدود دو هفته پیش فکر کنم.

خلاصه شاخه به شاخه نشم. حس جدید و بدی بود کات.

شمارشو از همه جا پاک کردم و حفظ نکردم البته تو اون دوره ی حدود دو ماهه برای سیمکار فرجی از مخاطبینم کپی گرفتم که فکر کنم اونم جزوشونه اگه تو همون وقتایی نبوده باشه که پاکش کردم. خخخ

دیروز حس خوبی نداشتم تا ظهر ولی الآن کمرنگتر شده. آخرش آدم آدمه حیوون نیست.

ولی خب نه اون چیزی بود که من میخواستم نه برعکس.

بعید میدونم وصل شیم دیگه.

حتی آتش رو شمارشو دارم حتی خواستگار اولیرو هنوز شمارشو حفظم و آدم واسط و گروه واسط هم شاید باشیم با هم.

نمیدونم همیشه سازگارم با آدما حس کاملا تازه ای بود.

کی میشه حسهای ناب و قشنگی که تا حالا تجربه نکردم رو تجربه کنم.

+زندگیم همون لجنه. نمینویسم چون حالشو ندارم همش اینجا لجنزار باشه.

+به جذب انرژی مثبت ایمان اوردم البته فعلا تا حد اذان

+فردا شاید برم خونه سیسی اسمش زهرا بوده عوض کرده.

برچسب: نویسنده: غزل رضاپور تاريخ: چهارشنبه 19 شهريور 1399 ساعت: 22:38

صفحه بندی