خرید بک لینک

درباره سایت

446

آخرین مطالب

امکانات وب

اینقدر این مطلب برام جالب و جذاب بود که همه نظر و مطالبی که میخواستم بنویسم و نمیشد رو کنار گذاشتم و الآن حس کردم باید بنویسم:

مطلب از اونجا شروع شد که دنی چند باری در مورد جورابهام ازم سوال پرسید!

جورابات چه رنگیه؟ نازک نپوشی؟ پیدا نباشه بری بیرون!

منم که در حد شعر بود یه جوری ردش میکردم تا اینکه: حرف روابط جنسی که پیش اومد دیدم از جوراب و جوراب شلواری صحبت میکنه! از همون اول هم که راحت نشده بودیم میگفت من جلو همه پاهاتو میبوسم و از این حرفا! من حس خوبی ندارم از اینکه کسی بیفته به پام، دو سه باری که گفت بهش گفتم نگو این حرفارو و این چه حرفیه! حس میکردم غرورشو میذاره زیر پاش و اصلا برام جالب و دوست داشتنی نبود!

ازش پرسیدم علاقت به جوراب رو نمیفهمم که گفت ازش لذت میبرم و هر کسی در روابط یه جوری لذت میبره و من از جوراب پوشیدن لذت میبرم، کوچیکیش هم که فیلم سک.سی میدیده مثل اینکه به فیلمهایی که جوراب پوشیده بودن تمایل بیشتری داشته! حس کردم یه جای کار میلنگه، قبلا در مورد اختلالات در سک.س دو سه باری خونده بودم، در یه وبلاگ از گلدشاور صحبت شده بود و سرچ کردم که از ادرار کردن شریک جنسی روی بدن طرف، لذت میبره. 3 4 روز بود میخواستم بسرچم ولی نشده بود. حالا کلی خوندم و هنوز تب •فتیش پا بازه و چند جایی حقیقتش فرتی زدم زیر خنده و از اولش هم خدارو شکر کردم که حد اقل چنین اختلالاتی ندارم. البته نوشته بسته به اینکه چقدر آسیبزا باشه اختلال محسوب میشه. تصمیم گرفتم چیزایی که خوندم رو در طول ارتباط از دنی بپرسم تا ببینم تا چه حد پیشرفت کرده و آیا اختلاله یا نه؟ کاشکی میگفتم تایپ میشد از بس حرف دارم. راستی یه بار هم در مورد ناف صحبت کرد که الآن دیدم فتیش ناف هم هست ولی هنوز سرچ نکردم. باید از کودکیش بیشتر بدونم.

فتیش مدفوع هم هست که الآن با یکی از نظراتی که نوشته بود خانمم مدفوعشو از من دریغ میکنه و مادربزرگم کنترل مدفوعشو از دست داده و من لذت میبرم کلی خندیدم! خدایا منو ببخش!

واقعا اختلالات روانی خیلی بدتر از مشکلات جسمانی هست، البته من تمایل خاصی به چیز خاصی ندارم ولی هم میترسم خواهرام داشته باشن هم میترسم از اینکه چون همیشه تحت سلطه بابا عوضیم بودیم از تحقیر شدن در سکس لذت ببریم که البته حس نمیکنم این شکلی باشم، البته اینکه طرفم خصوصیات مردونه داشته باشه هیکلی و قدرتمند و با نفوذ باشه رو خیلی دوست دارم ولی اینکه ارباب و برده باشیم، فکرشم اذیتم میکنه.

در مورد فتیش ناف باید برم بسرچم البته هنوز اینو کامل نخوندم. داشتم در مورد بورس کتاب میخوندم که اینو یادم افتاد و برای رفع خستگی مطلب متفاوتی خوندم که خیلی برام جذابه.

اگه بخوام در موردش صحبت کنم بیشتر از این، تکرار مکرارت سایتها میشه، پس لطفا بخونید و اگه مشکلی هست به مشاور مراجعه کنید.

یکی از مزایای دوست شدن با آدما برام همینه. من بیشتر از اینکه تمایلات عاشقانه و جنسی داشته باشم کسب اطلاعات و تجربیات از دیگرانه. جدی میگم. واسه همین چون بررسی هم کردم و میزان علاقم به آدما تا حد زیادیش به جنس خاصی برنمیگرده، مطمئن شدم که شناخت آدمای مختلف جزوی از علاقه مندیهامه.

همینطوری که وبهایی که از زندگیو رزمرشون مینوسن بیشترین علاقه مندیهامو در بین وبها تشکیل میده، زندگینامه ها رو بیشتر از کتابهای صرفا علمی قبول دارم. یک مطلب رو از چند دیدگاه متفاوت میخونم تا ببینم نگرش هر فردی به مطلب و درکش به چه شکله؟

از هر فرصتی برای آشنا شدن با آدما استفاده میکنم.

امیدوارم دنی اختلال نداشته باشه و این علاقش به پا در حد نرمال باشه. البته خودم حس برعکسی رو دارم.

یکی از عللش بازیهای پایی با کودک هست که تبعاتش همین فتیش پا میشه. راستی چقدر جالب. من کف پای خواهرزادم رو دوست داشتم ببوسم ولی همه میگفتن این کارو نکن مامانم میگفت از قدیم میگن نبوسین، ولی نمیدونست چرا؟ البته من علاقم فتیشی نیست چون از نرمی و بچه گانه بودنش لذت میبرم از پای کسی خوشم نمیاد. الآن هم کمتر شده.

چقدر آگاهی خوبه.

خلاصه الآن بهترین آرزوم در سال جدید براتون دور بودن از هر گونه اختلال روحی -روانی هست.

برچسب: نویسنده: غزل رضاپور تاريخ: شنبه 9 فروردين 1399 ساعت: 4:51

صفحه بندی