خرید بک لینک

درباره سایت

446

آخرین مطالب

امکانات وب

برای خواهر قبل از من خواستگار اومده از نوع محلیش! پسر بدی نیست و مشاوره ازدواج هم رفتن. تا اینجا خوب پیش رفته.!

دعا کنید که مثل پارسال تو پرش نخوره.دعا کنید نخوره تو پرش.

پارسال زمستون هم یکی اومد و قضیه جدی شد ولی ترکید!

به این یکی خوشبینیم! تا چی بشه. فقط دعا کنید که این خونه یه کم از این حالت احمقانه و یک نواخت دور بشه. خواهرم هم دشمن شاد نشه. همه دخترای فامیل اندازه ما یکی دوتا بچه دارن، ما نخواستیم و پیش هم نیومد به هر قیمتی ازدواج کنیم. امیدوارم خوب باشن که دشمن شاد نشیم. اذیت هم نشیم بیشتر از این.

+اینقدر روزا تمرین میکنم و مشغولم که دیگه نایی برای نوشتن ندارم. حتی از آب جوش پاشیدن بابام به خودم و سیلی زدنش به خواهر بزرگه که هرچقدر غرغرو باشه دلم نمیخواد کسی دست روش بلند کنه. میترسم از خودم، اون قدری جسارت پیدا کردم که اگه بودم و بابام دست بلند کرد رو کسی بزنمش!

یه مرد کثیفی که میگه مثل این سی سال حق اعتراض ندارین بشینین زیر دست من تا من بتازونم.

+رشته ی جدید رو دوست دارم و انگار نه انگار تو تیم نیستم! وفق داده شدم و با ذوق میرم سر تمرین جدید!

مربی و بچه ها هم خوبن و راه نزدیک! روحیم هم خوبه و یک نواخت نیست. مربی هم مرد هست و این خیلی امتیازه برای من حد اقل.

با من حساب شوخی پیدا کرده و ضمن جدی بودنش تو تمرین و سن بالای شصت سالش سازگار و انرژی مثبته.

+پسره شوشی برای من از تهران شکلات قلبی اورده. شنبه میگیرم و دیروز گفتم حرفی ایجاد میشه، پسره خنگه یه کم و 73 هست. همه رو برق میگیره منو ننه ادیسون!

پوووووففف.

+مربی قبلیه اصلا زنگ نزد و امیدوارم سیه روزیشو ببینم تا زندم.

مربی بدنسازی همون پسره که بهم تمرین میده هم برنامه ها مو بیشتر کرده و روزی دو دفعه تمرین دارم.

خدا خیرش بده. دوباره سایزهای منو میخواد. ماهی یه بار باید بفرستم براش که طبقش تمرین بده. خلاصه از مغز سر تا نوک انگشتام رو دونه دونه داره. کون و پر و ...!!!

جدی میگم خب!

+آزمایش خونم خوب بود و حتی کمبود آهن نداشتم. فقط ویتامین دی! 22 بود اگه اشتباه نکنم. شاشم هم رو فرم بود.

با این همه ورزش اگه یه مرگیم بود تعجب داشت.

خب خب دیگه چی؟

+دیگه همه چی بی نمک و مسخره هست. دانشگاه هم رو هواست هم چنان.

+آهان جمعه به ظاهری آراسته رفتم یه دور همی. اولین دوستم رو بعد از سالها دیدم. شهر کردیه و واسم کشک اورده بود ناب!

برا اولین بار بدون روسری و مقنعه با یه شال رفتم که البته حجابم خوب بود.

ولی خوشگل شده بودم و کلی بازخورد گرفتم. با آرایش خیلی تغییر میکنم.

+ولی دلم یه دور همی یا مسافرت با حال میخواد. از اونا که از خنده سیاه میشیم و به ترک دیوار هم میخندیم و اینقدر جیغ میزنیم که تا سه روز صدامون گرفته!

عجیب تفریح خونم اومده پایین.

+راستی مر.جان هم بعد از ازدواجش ارتباطش قطع شد یا در حد دو سه تا ارتباط کوتاه که تقریبا همشو من شروع کرده بودم! حالا زنگ زد و من راحت جواب ندادم.

من نشستم تو زنگم بزنی بگی لنگی منم بگم دنگی! جمع کنید بابا با این شوهر کردناتون.

خلاصه هستیم زنده!

برچسب: نویسنده: غزل رضاپور تاريخ: جمعه 12 بهمن 1397 ساعت: 10:20

صفحه بندی