پسر کبد چرب با گرید 2 داره و یه کم جوشیه. نگرانه مثل بابام نباشه که نیست. فقط از اوناست که عصبانی میشه کنترل اینا میشکنه. مشاوره ازدواج خواهرم رو تعیید کرده و گفته خلاق هم هستی. مثل من! ولی بقیه تستشون همه خوب بوده و به هم میخوردن.
اگه همین طوری پیش بره اون هفته قباله اینا میبرن. منم که هیچی لباس ندارم و پول هم ندارم.
+دیروز 200 دادم این پسر تهرانیه بها..و.
اون یکی قرضشو داد. نوشتم انگار.
+امروز مربیه شوشی رو معرفی کرده برا ازدواج. حتی دلم قنج هم نرفت. بی تفاوت و شاید عصبانی. گه تو این شانس. بعدشم پسره مثل سگ شده بود با من. به درک!
من حتی یک دیقه هم نمیتونم برا ازدواج بهش فکر کنم. آب پاکیو ریختم رو دست مربی که بریزه رو دستش. یابو. دهه هفتاد و شصت! مسخرست و بچه گانه.
کفری شدم اصلا.
یه خری هم که خواستگاری میکنه انگزم رو میاره پایین.
+دوتا امتحان دادم. یکیش هم امروز بعد از تمرین سختی که داشتم نخونده رفتم دادم. الله بختکی!
+خسته شدم از تمرین. پیشرفتم خوبه چون تازه فردا میشه دوماه که میرم. پسفردا!
ولی کلافم. حالا باید گل سرسبد تیم من باشم. یه مشت دیوس دارن قرارداد میگیرن. نمیگذرم. به قرآن نمیگذرم. خیلی وقته نماز هم نمیخونم. بذار حد اقل درگیر دین نباشم و انتظار داشته باشم خدا برام یه کاری کنه.
+n جان ببخشید یادم رفت جواب بدم. آرایشگری خواهرم رفته و خیلی هم بابام نمیذاره بریم اینور اونور. وگرنه پیشنهادت خوبه و بازارش هم داغه.
در حد نیاز خودمون بلدیم که مدام نریم آریشگاه.
+همین دیگه. نه خانی رفته نه خانی اومده. منم میرم تمرین و میام تو این خراب شده. نه تفریحی نه چیزی. حالا هم که درگیر خواهریم و عملا از جاش کسی تکون نمیخوره.
+کلافم هنوز از این شوشی. چه فکری میکنه واقعا. بگو چی داری که عاشق میشی. لجش میگیره آدم. نه که من کسی باشما! ولی یه حرف رو یه کار رو 4 بار مزه مزش کنید. ببینین کی به کیه چی به چیه!
برچسب:
نویسنده: غزل رضاپور